سيد محمد باقر برقعى

165

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

اى گل مقاومت كم كن بر ماندنت اميدى نيست * بيهوده از چه مىجنگى با اين خزان سرو افكن باغى كه سرو شمشادش از مهر ديده بىمهرى * ديگر ز ريشه مىسوزد با آتش دى و بهمن رباعى روزى به سپاه عشق سردار شديم * روزى به صليب جهل بردار شديم كوشيد زمانه تا فراموش شديم * با هر غزلى دوباره تكرار شديم براى مهين پروين‌زاد سپيد اى عاشق اى صبور * تو زينبى ؟ نه وارث آلام زينبى تو بهترين غزل عاشقانه را * در هشت بيت ناب سرودى قصيده در برابر بلندى قامت غمت كوتاه است * و سنگينى آن مثنوى را كمر مىشكند غمناك‌تر ز چشم تو چشمى نديده‌ام * وقتى كه اشك را در آغوش مىكشد وقتى به آبيارى آن لاله‌زار مىآيى * در گسترهء آن دشت هيچ باغبانى به اندازه دستان تو * لاله نكاشته است باغ تو از تمامى آنها بزرگتر * و صبر تو نيز